مرتضى مطهرى
114
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و بعضى امور داريم كه بعد مكانى ندارند ولى بعد حركتى دارند . در اينجا هم باز يك نوع كميت وجود دارد . مثلا اگر يك شىء حركتش حركت مكانى نباشد بلكه حركت كيفى باشد يعنى تدريجا تغيير كيفى پيدا كند مثل اينكه از صفر درجه حرارت به صد درجه حرارت برسد ، در اينجا هم باز امتداد حركتى در كار هست پس قابليت انقسام هم در كار هست ؛ يعنى همانطور كه هر حركتى و هر كميتى قابليت انقسام دارد اين تغيير كيفى هم به واسطهء حركت قابليت انقسام پيدا كرده است ؛ يعنى اگر مثلا اين شىء به طور خلق الساعه يك دفعه حرارت صد درجهاى پيدا مىكرد اين قابليت در او نبود اما حالا كه اين حرارت را تدريجا پيدا كرده است - مثلا اگر فرض كنيم اين حرارت را در مدت ده دقيقه پيدا كرده ، در سر پنج دقيقه حرارت پنجاه درجهاى داشته و در « آن » بعد درجهء ديگرى از حرارت داشته و در « آن » بعد درجهء ديگرى از حرارت را داشته است تا بالاخره سر ده دقيقه به حرارت صد درجهاى رسيده است - اين قابليت انقسام را هم پيدا كرده است ؛ يعنى اين شىء با يك حركت تدريجى همين طور آمده است و آمده است تا خودش را به مرحلهء صد درجهاى رسانده است . چون از سنخ حركت است و داراى زمان هست قهرا قابليت انقسام دارد . حال اين صد درجه را كه ما مىگوييم صد درجه و صد مرتبه ، اين يك امر قرار دادى است كه ما براى حسابهاى زندگى خودمان آن را وضع كردهايم و الّا واقعا اينطور نيست كه فقط صد پلّه طى كرده باشد ، يعنى در واقع صد پلّهء مشخص وجود
--> مثال واضحترى بزنيم : دو اتومبيل مىخواهند از تهران تا قم حركت كنند . اگر ما فرض كنيم يك اتومبيل اين مسافت را در دو ساعت طى كند و اتومبيل ديگر همين مسافت را در يك ساعت طى كند ، در اينجا از نظر بعد مسافتى مسافت واحدى را طى كردهاند ، هر دو تا قم رفتهاند ، ولى از نظر بعد زمانى يكى اين مسافت را در بعد كوتاهتر طى كرده است و يكى در بعد بيشتر . اما اگر فرض كنيم كه اين دو اتومبيل هر دو با يك سرعت ( مثلا 60 كيلومتر در ساعت ) حركت كنند ولى يكى از آنها يك ساعت حركت كند و يكى ، دو ساعت ، آن وقت قهرا مسافتها متعدد مىشود . اين مثالها را براى اين ذكر كرديم تا فرق بعد و امتداد مسافتى ( يا مكانى ) با بعد و امتداد حركتى ( زمانى ) روشن شود .